|
|
|
||||
|
سال 1381 بود وماه رمضان وجمعي كه در واپسين روزهاي دوران دانشجويي فرصت هاي باهم بودن را غنيمت مي شمردند .شب هاي قدر، آرش نقوي بعضي از دوستان را براي شركت در جلسه اي دعوت كرد كه متعلق به جمعي از اصلاح طلبان بود.دوستان آن دوره عبارت بودند از:من،سيد ابراهيم ميرحسيني ،حامد قرباني ،امين معيني پور و.... سخنران آن جلسات دكتر ناصر مهدوي بود وموضوع علي(ع) كه اين بار سخنران وجه عرفاني او را موشكافي ميكرد.در وجود من كه در آن روزها در گفتگوهاي خود با خدا وجهي ديگر از او مي جستم و دينداري عاشقانه و بي تكلف را از او ميخواستم غوغايي برپا بود.غوغايي كه كلام دكتر مهدوي آن را به حركت واداشت و مسير دينداري و حتي زندگيم را متحول كرد .شايد از ميان آن جمع سيد ابراهيم حال و گفته مرا بدليل محشور بودنمان در آن روزها بهتر مي فهمد. ولي خلاصه مطلب آنكه ديگر با وجود بارها نشستن پاي صحبت دكتر مهدوي و سير بسيار در اين راه ، آن حالت برقلبم نگذشت و به جرات ميتوانم بگويم آن شب قدر (23 رمضان 1381) بهترين شبهاي قدر من بود. اما آنچه مرا بدين سخن واداشت چيزي ديگر بود . ما آدميان اسير قفسهاي ماديت براي رسيدن به حق يا بايد در سلوك باشيم يا مشمول نگاهي از جانب باري تعالي .در ميان متوسطيني چون ما كمند آناني كه با گذر از همه تعلقات و شهوات قدم در راه سلوك بگذارند و همه به نوعي چشم طمع به كرم او دارند. در ميان لحظاتي كه آدميان با خدا دارند نيز تنها لحظاتي خاص اتفاق مي افتد كه سمفوني روح آدمي با اركستر الهي عالم هماهنگ باشد كه شايد بهترين آن لحظات شبهاي قدر است.گاهي نگاهي از حضرت دوست و واسطه اي (مديومي) چون امثال دكتر مهدوي مي تواند روح آدمي را با خود ببرد و چه بد است كه غفلت مانع راه باشد. گراميداشت لحظات الهي وآنچه خداوند در قدرداني آنها به ما امر فرموده پيش از آنكه نشانه طاعت باشد نگاهداشت فرصتي است كه شايد نگاه كريمانه يار مارا دربرگيرد وطعم خوش عشقبازي با خود را برما بچشاند.
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:17 توسط عباس شفیعی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حدود نه ماه تا انتخابات مجلس هشتم باقي است.جنب و جوش در محافل سياسي چندي است كه آغاز شده و بازار ائتلاف ها ظاهرا داغ است.در نگاهي به تشكلهاي اصولگرا آنچه مشهود است اشراف بر خواستنيهاست.آنها ميدانند چه ميجويند و در اين مسير ضمن داشتن ابزارها محدوديت خاصي نيز در پيش رو ندارند . اما اصلاح طلبان پس از حل معضل چگونگي ائتلاف بايد با جامعه مخاطبان خود مواجه شوند و از خواستنيها بگويند.آرمان دموكراسي به همان صورت كه ديگر نقاط جهان دموكراسي اش ميخوانند با يك مجلس و يك دولت دست يافتني نيست وضمن نياز به پيش نيازهاي فرهنگي و اقتصادي پروسه اي است و نه پروژه اي .پس اصلاح طلبان به دنبال چه هستند ؟حضور در دايره قدرت و ايجاد فرصتي براي شنيده شدن صدايشان ؟ يا ايجاد يك مجلس پر شور براي تصويب طرح ها و پروژه هاي دموكراتيك ؟ به نظر نمي رسد دايره افرادي كه با پذيرش مغضوبيت حاكميت بر اين راه پاي بفشارند در ميان اصلاح طلبان زياد باشد ويا حتي چنين افرادي بتوانند از فيلتر صلاحيتها عبور كنند. از نظر من اولين اولويت يك پارلمان اصلاح طلب ساماندهي اقتصادي با توجه ويژه به رفاه اجتماعي است .به نظر من يك يا دو اصلاح سياسي محدود وبصورت پروژه اي( مثل لوايح دوقلو ) براي دموكراتيزه كردن امور با استمداد از پشتوانه آراي ملي(برخلاف مدل مجلس ششم و دولت خاتمي) براي بحران خيز شدن يك مجلس اصلاح طلب كافي خواهد بود و بايد بقيه پتانسيل پارلمان معطوف به رفاه اجتماعي باشد . مدل تركيه بهترين الگو براي اين نوع حكمراني است وچه بخواهيم و چه نخواهيم رفاه و اصلاحات اقتصادي براي جامعه اي سياسي مانند ايران ارمغاني جز دموكراسي نخواهد داشت.غافل شدن از تلاش براي رسانيدن حداقل درآمد ملي ايرانيان به نرمال منطقه ، جز به تحكيم جامعه توده وار نخواهد انجاميد و در اين صورت ظهور دولتها و پارلمانهاي پوپوليست هيچگاه دور از انتظار نيست. دولت نهم بايد براي اصلاح طلبان الگوي صراحت و قاطعيت باشد .قاطعيتي كه به خرد جمعي و اصول حكمراني اخلاقي بي توجه باشد قطعا مورد نقد است اما اگر اين قاطعيت در اختيار آرمان دموكراسي خواهي و تشكيل دولت رفاه باشد ديگر كار امروز ما افسوس بر فرصتهاي از دست رفته نبوده و نخواهد بود. تذكر:وبلاگ من تقريبا هر هفته به روز مي شود .از حجم تماسهاي هفتگي به موبايلم مي توانم بفهمم كه آمار بازديدكنندگان خوب است .ولي ظاهرا دوستان نظر نميدهند.اگر سطح نوشته ها پايين است لطفا متذكر شويد!واگر زود به روز مي شوم باز در ميان بگذاريد تا كم بنويسم يا وبلاگ را تعطيل كنم. واگر هيچكدام از اينها نيست لطفا كاليبرتان را اصلاح فرماييد.
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 9:39 توسط عباس شفیعی
|
|
|||||
|
|||||